یکبار شعرامو از اینجا جمع کردم بردم تو فیس بوک نشون ملت دادم. حالام خورده خورده شعرهام که استتوس های فیس بوکم بودن جمع شدن و آوردمشون اینجا. نمیدونم دقیقا از کی شروع شدن اما دست کم ترتیب زمانیشون رعایت شده:
دُمِ دوشاخه ی ماهی
یکی از بال هایِ پروانه
! آغوشِ گشوده ی تو
*
پرهای ریز درخت روی شیروانی
به هم خوردن برگهای گنجشکها
باران زرد ستاره ها
*
برگهایِ درختِ انجیرِ حیاطِ خانه هر روز پهن تر میشوند
و من
عریان تر
*
خورشید از لایِ برگها عبور میکند
من از رویِ بهارهایِ نارنج
مرگ از زیرِ غروب
*
هفته ای گذشت
خورشید از لایِ شاخه ها
و مرگ از زیرِ غروب
عبور می کنند
بهارهایِ نارنج پلاسیده اند
*
وقتی پلکهایم را باز میکنم جهان را میبینم
و آنگاه که میبندم
تو را
*
در شالیزار
مرزها معبرند
*
شالیزار
غرق در آب
درختان
غرق در باد
دعوایِ پرندگان
*
زیرِ آب
دانه هایِ برنج
درختان
تصویرِ رویِ آب
*
غروب شالیزار است
کلاغی اریب پرواز میکند
صدایی نیست
*
غروب های جمعه
جاده چالوس یکطرفه است
به سمت تو
*
اندوه امروز را فردا به تو خواهم گفت
اگر امروزمان را فردایی باشد
یا فردا را مایی
*
شاخه های درخت در هوا هستند
همچنانکه صدای چکاوک
و دانه های آب